خرید بک لینک

درباره سایت

198

آخرین مطالب

امکانات وب

خیلی دلم تنگ شده واسه روزایی که حول و حوش ساعت 2 تا 3:30 باشه تو خونه باشم و بوی نهار و سبزی تازه هوش از سرم ببره

شاید واسه ی شماها این حرف من یه چیز عادی باشه ولی میله های زندگی کارمندی خیلی محکمن

میز کار من دقیقا دم پنجره اس پنجره ای مشرف به 3 تا کوچه و یه چهار راه

به تک تک آدمای اون بیرون حسودیم میشه

به تک تک خونه هایی که توشون بوی غذا و سبزی تازس....

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:22

تو این دنیایی که همه چیز شدنیه و همه چیز قابل دسترسه

چرا نباید سهم من یه کلبه ی کوچیک رو ابرا باشه؟

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:22

بذارین رو راست باشم

این شتری که خوابیده دم در خونه ی من فلجه ، فـــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــج

با هیچ مشت و لگدی ام قل نمیخوره بیوفته یه جا دیگه...

+البته غافل نشم از گاومم که همش در حال زاییدنه

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:22

مرسی که وقتی میدونی هورمون هام سر همون موضوع بهم میریزه و کم طاقت و بی حوصله میشم مواظب رفتار خودت هستی و مراعات حال منو میکنی مخصوصا اون موقع هایی که اژدهای درونم بیدار میشه و همه رو میبنده به آتیش ...

من میدونم این جور مواقع اصلا آدم مورد علاقه ات نیستم و حرفایی میزنم که اصلا خوشایند نیست

ولی میدونی چیه

واقعیتش اینه که

من نمیدونم چی گفتم !

چون اصلا اون موقع به خودم گوش نمیدادم

+تشکر ویژه از همه ی پارتنر هایی که درک حال و وضعیت دارند

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:22

چه جوری میشه سرزنشگر درون رو انداخت تو گونی و ولش کرد وسط بیابون؟

جوری رو مارو مثل خمیر تو دستتون شکل میدین که الان وقتی خودتون گیر نمیدین خودمون به خودمون گیر میدیم...

نیاز به یه شستشوی مغزی دارم ...

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:22

چند سال پیش پارک دانشجو بودم همینجور که داشتم راه میرفتم یکی از دوستای قدیمی رو دیدم ، چند سالی میشد که دیگه رابطه ای نداشتیم و با یه تیپی عجیب داشت راه میرفت رفتم جلو و بعد سلام و احوالپرسی با یه لرز

برچسب: نویسنده: یوسف کوهی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:22

صفحه بندی